محمدآبتین محمدآبتین ، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 6 روز سن داره

تنها بهانه برای زندگی

اگه مامان بابا نداشتم

دیشب وقتی که تعوی رختخوابت دراز کشیده بودی ازم پرسیدی مامان اگه مامان بابا نداشته باشم چیکار کنم با بابایی متعجبانه گفتیم خب اون موقع دیگه بزرگ شدی برای خودت تشکیل خونواده می دی و با اونا زندگی می کنی با صدای بلند گفتی نه اون موقع رو نمی گم منظورم اینه که اگه وقتی کوچولو هستم مامان بابا نداشته باشم چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من و بابا حیرت زده گفتیم نگران نباش پیش هم می مونیم فقط باید دعا کنیم خدا ما ربو برای شما نگه داره . دستای کوچولوتو رو به آسمون گرفتی و گفتی خدایا مامان و بابامو برای من نگه دار بهت گفتم حالا بگو خدایا منم رو واسه بابا و مامانم نگه دار خدایا همه کوچولوها رو برای مامان باباشون نگه دار آمین ...
25 مرداد 1393

تجربه بسیار تلخ امروز من

امروز حدود ساعت 12:15 سخت با سنای خاله نرگس مشغول تماشای تلویزیون بودید که اومدم و  بهتون گفتم  می خوام برم از مغازه خرید کنم میاین بریم ؟؟؟؟؟ سنا بلافاصله گفت آیه خاله (آره خاله ) اما تو گفتی نه صبر کن بانی کوچولو تموم بشه بعد بریم گفتم باشه خودم حاضر شدم وقتی بانی تموم شد بلند تون کردم که بریم . راستش هیچ وقت از سمت پایین کوچه مون نمی رفتم خرید نمی دونم امروز چی شد تصمیم گرفتم از سمت پایینی کوچه بریم خرید و این شد که رسیدیم به خیابون اولش دوتاتون خسته شدین و کمی لبه جوی آب کنار پیاده رو نشستین بعد که گفتم می خوایم از خیابون رد بشیم باید دستاتونو به من بدید تو لجبازی کردی و به نشونه قهر از من فاصله گرفتی ...
16 مرداد 1393
1